parinazwmoo
تاريخ : 22 تير 1398 | 15:53 | نویسنده : پری ناز | بازدید : 1

بارها شده ادمایی رو دیدم که برای اینکه اعتراف نکنن اشتباه کردن خودشونو زجر میدن (گاهی اوقات هم اطرافیانشونو که در این صورت همون کودک سه ساله درون هست...خجالت زده ای که با پرخاشگری واکنش نشون میده) مثه این اقا که اشتباهی با یه مرد دیگه وارد قسمت زنونه اتوبوس شد، دوستش گفت بریم اونور و رفت...اما این یکی چهل و پنج دقیقه اینجا ایستاد درحالیکه اون طرف خالی بود



امتیاز :


طبقه بندی: توئیت,این مردم نازنین,
اشتباه,اعتراف,روزمره,این مردم نازنین,توئیت,

تاريخ : 22 تير 1398 | 15:33 | نویسنده : پری ناز | بازدید : 1

درس امسال برای من: اگر اجازه بدی، هربلایی دلش خواست سرت میاره به محض اینکه اینو عمیقا فهمیدم این پست رو هم دیدم: پرفورمنس مارینا آبراموویچ در سال ۱۹۷۴ در یک استودیوی کوچک در مورا، ناپل، ایتالیا برگزار شده ولی جزییات، عکسها و ویدیوی آن  تا به امروز در دسترس رسانه ها قرار نگرفته بود! اجرا بسیار ساده بود: آبراموویچ مانند یک شیء بی حرکت و بدون  هر گونه واکنش ظرف مدت ۶ ساعت در اختیار بازدیدکنندگان بود. در این مدت دستیاران استودیو و شرکت کنندگان اجازه داشتند هر کاری می خواهند با او بکنند و حتی از ۷۲ وسیله ای که آبراموویچ روی میز استودیو گذاشته بود هم استفاده نمایند. روی میز یادداشت زیر به چشم می خورد: راهکار: ۷۲ وسیله روی میز است که هر طور دوست داشتید می توانید آنها را روی من بکار ببرید. تعهد:  من برای مدت ۶ ساعت صرفا  یک ابژه  خواهم بود و مسوولیت هر نوع عواقبی را بر عهده می گیرم. -۶ ساعت  از ۸ شب تا ۲ صبح می باشد. روی میز هم ادوات لذت مانند پر، دستمالهای ابریشمی، گل، آب و ... بود و هم ابزار شکنجه: چاقو، تیغ، زنجیر، سیم... و حتی یک اسلحه ی پُر! در ابتدای کار همه رودربایستی داشتند. یک نفر نزدیک شد و او را با گلها آراست. یک نفر دیگر او را با سیم به یک شیئ دیگر بست، دیگری قلقلکش داد... کمی بعد او را تغییر مکان دادند... کم کم زنجیرها را بکار گرفتند، به او آب پاشیدند و وقتی دیدند واکنشی نشان نمی دهد رفتارها حالت تهاجمی گرفت.  منتقد هنری ، توماس مک اویلی، که در این پرفورمنس شرکت کرده بود به خاطر می آورد که چگونه رفتار مردم رفته رفته، خشن و خشن تر شد «اولش ملایم بود، یک نفر او را چرخاند، یکی دیگر بازوهایش را بالا برد... دیگری به نقاط خصوصی بدنش دست زد...» مردی جلو آمد و با تیغ ریش تراشی که برداشته بود گردن او را مجروح کرد و مردی دیگر خارهای گل را روی شکم آبراموویچ کشید. مک اویلی: «سه ساعت نشده بود که لباسهایش را با چاقو پاره پاره کردند. در ساعت چهارم با همان چاقوها بدنش را مجروح می کردند. بارها به او آزار جنسی خفیف رساندند ولی او به تعهدش پایبند بود و پای تجاوز و حتی قتلش نیز ایستاده بود». با این پرفورمنس آبراموویچ نشان داد که اگر شرایط برای افرادی که به خشونت گرایش دارند مهیا باشد، به چه راحتی و با چه سرعتی آن را اعمال می کنند.  @artdakhme



امتیاز :


طبقه بندی: فمنیسم,امنیت,
خشونت,انفعال,

تاريخ : 22 تير 1398 | 15:24 | نویسنده : پری ناز | بازدید : 1

دوستی ملت ها در باغشاه شیراز :)



امتیاز :


طبقه بندی: توئیت,این مردم نازنین,
توئیت,

تاريخ : 22 تير 1398 | 13:16 | نویسنده : پری ناز | بازدید : 1

یه دوست ژاپنی داشتم به اسم ناتسکی گل اشرفی نشونش دادم گفت به انگلیسی چی میشه گفتم نمیدونم اما کلمه به کلمه ش مبشه. Coin flower خندید و گفت پس شما پولدارید چون از درخت براتون سکه میریزه😂😂😂



امتیاز :


طبقه بندی: توئیت,دلنوشته,
گلداشرفی,ژاپنی,

تاريخ : 22 تير 1398 | 13:12 | نویسنده : پری ناز | بازدید : 1

امتیاز :


طبقه بندی: توئیت,
نیچه,

تاريخ : 22 تير 1398 | 13:09 | نویسنده : پری ناز | بازدید : 1

کاش یکی از گل‌های سقفت بودم در خنکای باغت میموندم از شیشه هات رنگ میگرفتم با گل های باغ پایین دوست میشدم



امتیاز :


طبقه بندی: توئیت,دلنوشته,
مسجد,نصیرالملک,دلنوشته,باغ,

تاريخ : 19 تير 1398 | 13:23 | نویسنده : پری ناز | بازدید : 2

روباه و قناری با هم دوستای صمیمی شده بودن همیشه قناری از بالا میپرید و از آسمونا و درختا میگفت..روباه هم پا به پاش میدوید و شاد بود یه روز قناری روز زمین نشست..روباه دلش قار و قور کرد..قناری نزدیک تر شد و همینطور داشت تند و تند حرف از درختا و گلها میزد..روباه قلبش تند میزد...قناری نزدیک تر شد..روباه فریاد زد برو بالای درخت قناری ترسید..امتناع کرد...روباه فریاد زد زودباش برو بالای درخت و دیگه هیچ وقت پایین نیا قناری قلبش شکست اما با ترس رفت بالای درخت...روباه به یه پرنده که اون اطراف بود حمله ور شد و تیکه پارش کرد...قناری نفسش بند اومده بود دیگه دوستیشون مثل قبل نشد هرچند تا مدت ها قناری پرواز میکرد و روباه پا به پاش میدوید



امتیاز :


طبقه بندی: رابطه ها,
روباه,قناری,رابطه,

تاريخ : 19 تير 1398 | 13:18 | نویسنده : پری ناز | بازدید : 2

شیرازو دوس دارم چون شوق بهار، بوی بهار، فرش قرمز برای بهار‌ توش زودتر از هر شهری که میشناسم میاد



امتیاز :


طبقه بندی: توئیت,دلنوشته,
شیراز، بهار,

تاريخ : 19 تير 1398 | 13:17 | نویسنده : پری ناز | بازدید : 2

خداخافظ اقای سرویس همسایه کوچولوی بامزه ما اینو گفت درو بست و همینطور که به بوق زدن یه ماشین دیگه غر میزد رفت خونه



امتیاز :


طبقه بندی: توئیت,این مردم نازنین,
همسایه,راننده,توئیت,

تاريخ : 19 تير 1398 | 13:14 | نویسنده : پری ناز | بازدید : 2

هع😊😊 این فیلمه یه دنیا معنی داره واسه من تو این فیلمه خیلی معانی بود که به دنیای بچگی من القا شد و بعدها فهمیدم طلاق، عشق، چادر، ناتوانی جنسی، مرد خوب درمقابل مرد جذاب، دست کشیدن از رویاها



امتیاز :


طبقه بندی: توئیت,
فیلم,توئیت,

تاريخ : 19 تير 1398 | 13:12 | نویسنده : پری ناز | بازدید : 2




امتیاز :


طبقه بندی: نامه به اسبی که نیامد,عاشقانه های دستنویس,توئیت,
باران، بارون، ترک، قلب، خاطرات,

تاريخ : 19 تير 1398 | 13:10 | نویسنده : پری ناز | بازدید : 2

آدمیم که همیشه مفید بودن برام یه فاکتور مهمه وقتی این مغازه رو دیدم که فقططططط وسایل ترکمن رو میفروخت اولین سوالی که برام پیش اومد این بود که واقعا صرفه داره؟؟؟؟مفیده؟؟؟؟که چی بشه؟😕😕



امتیاز :


طبقه بندی: توئیت,
ترکمن، مفید,

تاريخ : 19 تير 1398 | 12:59 | نویسنده : پری ناز | بازدید : 2

دلم همراه تو گر میگیره شعله میکشه شراره میپراکنه وقتی فالگیر گفت تو آتیشی، اصلا تعجب نکردم همیشه وقتی آتیش خاموش میشه میترسم..از سرما و تاریکی و نبود جوشش



امتیاز :


طبقه بندی: نامه به اسبی که نیامد,عاشقانه های دستنویس,
,

تاريخ : 19 تير 1398 | 12:55 | نویسنده : پری ناز | بازدید : 2

شادی یعنی وقتی بی حوصله میای سر کارو میبینی یکی از همکارات این سورپرایز رو برات گذاشته که خوشحال بشی😍😍😍😍



امتیاز :


طبقه بندی:
,

تاريخ : 18 تير 1398 | 16:15 | نویسنده : پری ناز | بازدید : 2

تو تو این دنیا تنهایی دوستا نارفیق از آب در میان همدما بی درک میشن متهم میشی و تو دادگاه بی شاهد محکوم میشی زندگی همینه باید یاد بگیرم بیشتر از این از آدما و مهر دروغیشون فاصله بگیرم فانوستو بردار و دل به راه بزن



امتیاز :


طبقه بندی: توئیت,
,

تاريخ : 18 تير 1398 | 16:12 | نویسنده : پری ناز | بازدید : 2

این روزا برای بار دوم اینو میخونم...و هنوزم همونقدر برام تازگی داره...زیباست...کمتر کتابی رو خوندم اینقدر شخصیت پردازی و شخصیت کاویش عالی باشه...زنده باشی استاد معروفی



امتیاز :


طبقه بندی: بخوانیم,معرفی کتاب,
,

تاريخ : 18 تير 1398 | 15:13 | نویسنده : پری ناز | بازدید : 4

آدم‌ها دو گروه هستند: جان‌دار و بی‌جان جان‌داران، آدم‌هایی هستند که کسی رو دارند تا نام‌شان را به جان ختم ِ خطاب کند بی‌جان‌ها هم ...



امتیاز :


طبقه بندی: نامه به اسبی که نیامد,عاشقانه های دستنویس,
,

تاريخ : 18 تير 1398 | 15:52 | نویسنده : پری ناز | بازدید : 3

دوباره شوق خوندن کتاب..کشف دنیایی جدید...دوباره بوی خوب کاغذ و لذت انتظار برای ساعتی کتاب خوندن....سلام دوستای جدیدم



امتیاز :


طبقه بندی: بخوانیم,معرفی کتاب,
بخوانیم، کتاب، معرفی کتاب,